پنج يكي … پنج تا !
يه 2 با پنج تا صفر جلوي روش … پولا رو برداشتم، بعد لبخند زدم ...بعد يه جواب محكم كه نخير قيمت به ريال نيست ، يعني اين لبخند من از سر محبت نيست .. فقط يه خنده ي پولكيه .. همين !
.
.
.
.
.
.
چهار يكي .. چهار تا !
هر چه قدر دو دوتا چهار تا ميكردم، نميفهميدم اون سخت گيره يا من آسون گيرم ؟! خيلي زود رفت و خيلي راحت از دستش در رفت .. اين عمر عجب زود ميگذره ...
.
.
.
.
.
.
سه يكي ... سه تا !
سه تا صف نا مرتب !
ناظم از بالاي سن هي فرياد ميزنه: قد كوتاها جلو.. آي بچه كه قدت بلنده خوب ته صف؛ سر هر چيزي صف كشيدن تو حياط مدرسه ... حالا ديگه بچه هاي صف بزرگ شدن و هركدومشون شدن يه صف شكن ..
.
.
.
.
.
.
.
دو يكي ... دوتا!
دو تا قرص نون ، دو دسته بچه ي قد و نيم قد، قدِ.. ... ؟! ... قد هم ... هم قد هم ... سر يه سفره .. سر يه سفره ي تقريبا خالي! صداي خنده ي بچه ها قطع نميشه ... همه سيرن و راضي ... عجب خانه ي بابركتي ...
.
.
.
.
.
.
.
يك يكي ... يكي!
اينكه يكي من بگم يكي تو هيچ فرقي به حال كل قضيه نميكنه ، توي كل كل كردن هميشه يكي كم مياره.
حرفو بايد جوري زد كه طرف دلش به حرفي كه شنيده گره بخوره ... هيچ دلي به هيچ حرفي گره نميخوره مگه با
اين كلمه ... يا با اين جمله ... يا با اين آيه:
.
.
.
.
.
.
.
.
بسم الله الرحمن الرحيم
به نام خداي بخشنده مهربان
*******
*****
***
**
*
و هنگامي كه بندگان من از تو درباره من سوال كنند، بگو:
من نزديكم
لینک
|
نوشته شده در 87/02/12ساعت 9:25 توسط الناز |