تبليغاتX
انتظار ؛ تا آخرین تیک تاک فلک

انتظار ؛ تا آخرین تیک تاک فلک

چند ساعت مانده به تحویل سال

بوی باران

بوی سبزه

بوی خاک

شاخه های شسته , باران خورده , پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگهای سبز بید

عطر نرگس

رقص باد

نغمه ی شوق پرستوهای شاد

نرم نرمک میرسد اینک بهار

خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه ها و دشتها

خوش به حال لاله ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه های نیکه باز

خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز

خوش به حال آفتاب

میرسد نرم نرمک اینک بهار

خوش به حال روزگار

 

(فریدون مشیری )

 

 

عیدمون مبارک

لینک | نوشته شده در 85/12/29ساعت 15:31 توسط الناز |

دلتنگ

 

امسالم داره تموم میشه ...

عید میاد ...

 

ابری نیست
 بادی نیست
می نشینم لب حوض
گردش ماهی ها روشنی من گل آب
پکی خوشه زیست
 مادرم ریحان می چیند
 نان و ریحان و پنیر آسمانی بی ابر اطلسی هایی تر
رستگاری نزدیک لای گلهای حیاط
نور در کاسه مس چه نوازش ها می ریزد
نردبان از سر دیوار بلند صبح را روی زمین می آرد
 پشت لبخندی پنهان هر چیز
روزنی دارد دیوار زمان که از آن چهره من پیداست
چیزهایی هست که نمی دانم
 می دانم سبزه ای را بکنم خواهم مرد
می روم بالا تا اوج من پر از بال و پرم
 راه می بینم در ظلمت من پر از فانوسم
 من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت
 پرم از راه از پل از رود از موج
 پرم از سایه برگی در آب
 چه درونم تنهاست ...

 

چه درونم تنهاست ...

عید امسال ؛ بزرگ فامیلمون نیست ... عید رو به کی تبریک بگم ؟ ....

چشم دیدنشو ندارم .... عیدو میگم ...

کاش میدونست بدون اون چقدر تنها شدیم ...

خریدن لباس و کیف و کفش نو دیگه معنایی نداره ... ما که جایی رو نداریم ؛ کسی رو نداریم که بریم خونه ش عید دیدنی...

کاش میدونست و توی یه چشم به هم زدن نمیرفت.......

لینک | نوشته شده در 85/12/04ساعت 16:47 توسط الناز |

خواب

 

دیشب یه خوابی دیدم

از وقتی بیدار شدم یه سوال توی ذهنمه !

آخه توی خوابم یکی مرده بود ... یعنی نمرده بودا .... همه فکر میکردن مرده و داشتن براش گریه میکردن

اما اون تند تند نفس نفس میزد  و نمیخواست بذارنش توی قبر .... منم صدام در نمی اومد ... داد میزدم ولی انگار مثل تو برنامه  های تلویزیونی ، صدای میکروفونم قطع بود !!!!!!

 انگار هیشکی نمیفهمید که اون زنده ست !!!! ....

اون یه عینک هم داشت

میگم که ::

با عینک آدمای مرده چی کار میکنن ؟

خواب قحطی بود حالا ؟؟؟؟ نکنه تعبیرش بد باشه


پ . ن : غریبه بود !

 

لینک | نوشته شده در 85/12/03ساعت 11:13 توسط الناز |

منو

خانه

ایمیل

آرشیو

RSS

نوشته‌های قبلی

مرداد 1388
آذر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
بهمن 1383

پیوندها

فيلم نگـــار
راه راست (خودشناسی )
spotlight
جام جم
خــانواده سبــز
سینا گرافیک
مسعود ده نمكي
گل ای جان
روزهاي زندگي
اکیپ باحال 83
شاید کمی بهتر
الله رمز وجودی من
خانوم گل
کلبه کوچولوها
رد پای ایمان
بهشت آرام
ايستاده در رنگين كمان
احمد شاملو

پشتیبانی

BLOGFA

تمام حقوق مادی و معنوی برای نویسنده محفوظ است.