محض آپ شدن وبلاگ ! همین ..
از همان روزی كه دست حضرت قابيل
گشت الوده به خون حضرت هابيل
از همان روزی كه فرزندان ((ادم))
زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید
ادميت مرد!
گر چه ((ادم)) زنده بود.
از همان روزی كه یوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزی كه با شلاق و خون دیوار چین را ساختند
ادميت مرده بود.
بعد دنیا هي پر از ادم شد و این اسياب
گشت و گشت
ای دریغ
ادميت بر نگشت!
صحبت از پژمردن يك برگ نیست
وای!جنگل را بیابان مي کنند
دست خون الود را در پیش چشم خلق پنهان مي کنند!
الهم عجل الولیک الفرج
لینک
|
نوشته شده در 85/07/14ساعت 11:9 توسط الناز |